تشخیص MCAS به یک دلیل خاص و قابل رفع دشوار است: آزمایشها مواد شیمیایی کوتاهمدتی را اندازهگیری میکنند که باید در طی واکنش گرفته شوند و با مراقبت غیرعادی از آن استفاده شوند.
چارچوب پرکاربرد به هر سه عنصر با هم نیاز دارد. ملاقات یک یا دو کافی نیست، و اینجاست که بسیاری از کارها متوقف می شوند.
اول، الگوی علائم. علائم باید مکرر و اپیزودیک باشند و باید شامل دو یا چند سیستم عضو باشند. ترکیبات معمولی شامل پوست با دستگاه گوارش، یا قلبی عروقی با تنفس است. مشکلی که به یک سیستم محدود می شود، یا مشکلی که به جای نوسان ثابت است، مناسب نیست.
دوم، شواهد عینی از انتشار واسطه سلول ماست. این به معنای اندازه گیری آزمایشگاهی است - معمولاً افزایش تریپتاز سرم در طول یک دوره در مقایسه با سطح پایه بدون علائم خود بیمار یا افزایش متابولیت های واسطه در ادرار. آستانه تریپتاز در استفاده معمول افزایش حداقل 20٪ بالاتر از سطح پایه به اضافه 2 نانوگرم در میلی لیتر است.
سوم، پاسخ به درمان هدف قرار دادن ماست سل ها. بهبود آنتی هیستامین های H1 و H2، تثبیت کننده های ماست سل یا عوامل مرتبط از تشخیص پشتیبانی می کند. این معیار در عمل وزن واقعی دارد، به ویژه در مواردی که آزمایش میانجی بی نتیجه بوده است.
در کنار این موارد، سایر شرایطی که قادر به ایجاد تصویر یکسان هستند باید حذف شوند - از جمله ماستوسیتوز، که شامل بیش از حد واقعی ماست سل ها است و به طور متفاوتی بررسی می شود. توجه داشته باشید که تغییراتی در این چارچوب وجود دارد و متخصصان در نحوه اعمال دقیق معیار دوم متفاوت هستند. رویکرد یک پزشک ممکن است به طور منطقی با آنچه در اینجا توضیح داده شده متفاوت باشد.
هر سه معیار با هم. مورد دوم - شواهد عینی - جایی است که بیشتر سفرهای تشخیصی متوقف میشوند و معمولاً به دلایل فنی و نه به این دلیل که بیمار این بیماری را ندارد.
تریپتاز سرم ثابت ترین نشانگر است. برای قابل تفسیر بودن به دو اندازه گیری نیاز دارد: یکی در حین یا اندکی پس از واکنش انجام می شود و دیگری در ابتدای شروع زمانی که علائم خاموش هستند انجام می شود. عمل کردن بر روی یک مقدار جدا شده دشوار است، زیرا آنچه مهم است تغییر از خط پایه خود فرد است نه عدد مطلق. نمونه حاد باید در عرض یک تا چهار ساعت پس از شروع واکنش و نمونه اولیه حداقل 24 ساعت پس از رفع علائم گرفته شود.
جمع آوری ادرار 24 ساعته متابولیت های واسطه را اندازه گیری کنید - معمولاً N-متیل هیستامین، پروستاگلاندین D2 یا متابولیت آن 11-بتا-پروستاگلاندین F2-alpha و لکوترین E4. اینها پنجرهای طولانیتر از یک خونگیری منفرد را ثبت میکنند و میتوانند فعالسازی را که یک عکس فوری از دست میدهد، تشخیص دهد. آنها در حالت ایده آل باید در یک دوره علامت دار شروع شوند.
الزامات رسیدگی سختگیرانه هستند و اینها شایع ترین دلیلی هستند که نتایج به طور کاذب منفی می شوند. تعدادی از این واسطه ها در دمای اتاق ناپایدار هستند. نمونه ها معمولاً باید فوراً سرد شوند، در طول جمع آوری سرد نگه داشته شوند و به سرعت پردازش شوند. نمونه های پروستاگلاندین به ویژه شکننده هستند. نمونهای که روی پیشخوان رها میشود یا با حملونقل معمولی ارسال میشود، میتواند نتیجهای طبیعی از یک بیمار که واقعاً واکنش نشان میدهد ایجاد کند.
به همین دلیل، ارزش تایید پروتکل رسیدگی با پزشک و آزمایشگاه را دارد قبل از جمع آوری به جای پس از یک نتیجه غیر منتظره. هر آزمایشگاه عمومی به طور معمول این سنجش ها را انجام نمی دهد، و هر کیت جمع آوری با دستورالعمل های کافی وارد نمی شود.
اکثر منفی های کاذب در تست MCAS بیشتر فنی هستند تا بیولوژیکی. اینها نقاط شکست هستند که ارزش بررسی از قبل را دارند.
یک آزمایش میانجی منفی به خودی خود MCAS را رد نمی کند - و درک اینکه چرا از دلسردی غیرضروری زیادی جلوگیری می کند.
این آزمایش ها مواد شیمیایی با نیمه عمر کوتاه را اندازه گیری می کنند. تریپتاز در عرض چند ساعت پس از واکنش به اوج خود می رسد و سپس سقوط می کند. متابولیت های ادراری مدت طولانی تری باقی می مانند اما همچنان یک پنجره محدود را منعکس می کنند. اگر نمونه بین اپیزودها گرفته شود، ممکن است چیزی بالا برای یافتن وجود نداشته باشد - نه به این دلیل که فعال سازی هرگز رخ نداده است، بلکه به این دلیل که دیگر قابل اندازه گیری نیست.
مشکلات مدیریتی که در بالا توضیح داده شد این را تشدید می کند. بین جمعآوری به موقع و نمونههای تخریبشده، سهم قابلتوجهی از نتایج منفی در ادبیات و گزارشهای بیماران به جای عدم وجود بیماری واقعی، نقص فنی است.
محدودیت دیگری نیز وجود دارد: پانل های استاندارد تعداد کمی واسطه را اندازه گیری می کنند، در حالی که ماست سل ها صدها واسطه را آزاد می کنند. بیماری که فعالسازیاش تحت تأثیر واسطههایی است که تحت پوشش آزمایشهای معمول نیستند، میتوانند به طور واقعی واکنش نشان دهند و در تمام طول آزمایش به طور عادی آزمایش کنند.
هیچ یک از اینها به این معنی است که نباید از آزمایش صرف نظر کرد. شواهد عینی تشخیص را به میزان قابل توجهی تقویت میکند، دسترسی به درمان را باز میکند، و مسائل مربوط به بیمه و مسکن را به همراه دارد. این بدان معنی است که یک نتیجه طبیعی باید به جای بستن سؤال، مکالمه ای را در مورد زمان بندی و رسیدگی - و احتمالاً تکرار تلاش در طول واکنش - ایجاد کند.
تاخیر تشخیصی در MCAS تا حدی ساختاری است - علائم از خطوط تخصصی عبور می کنند و هر متخصص یک منطقه از یک مشکل سیستمیک را می بیند. رسیدن با تصویر کامل از قبل مونتاژ شده تنها مفیدترین کاری است که یک بیمار می تواند انجام دهد.
تاریخچه کتبی علائم را سازماندهی کنید توسط سیستم اندام به جای زمانی. فهرست کردن علائم پوستی، گوارشی، قلبی عروقی، تنفسی و عصبی بهعنوان گروه، الگوی چند سیستمی را فوراً قابل مشاهده میکند، جایی که روایت داستانی تمایل دارد آن را مبهم کند.
اگر دفترچه خاطرات ماشه ای را نگه داشته اید بیاورید - ببینید محرک ها برای چه چیزی ضبط شود اپیزودهای مستند با زمان و شدت به پزشک چیزی مشخص میدهد تا از آن کار کند و به ایجاد الگوی اپیزودیک مورد نیاز اولین معیار کمک میکند.
نتایج آزمایش قبلی، از جمله نتایج منفی را همراه داشته باشید. پانلهای آلرژی معمولی، آندوسکوپیهای غیرقابل توجه و آزمایشهای واضح قلب آموزنده هستند: آنها بخشی از فرآیند حذف هستند و از تکرار آزمایشهایی که قبلاً انجام شدهاند چشم پوشی میکنند.
مستقیماً در مورد زمانبندی آزمایش میانجی و نحوه کار نمونه بپرسید. این یک سوال منطقی است، نشان می دهد که شما فرآیند را درک می کنید، و از نظر مادی شانس یک نتیجه قابل استفاده را بهبود می بخشد.
اگر صدای شما شنیده نمی شود، جستجوی نظر دوم مشروع است. بیماری ماست سل یک منطقه خاص است و آشنایی حتی در بین آلرژیست ها و ایمونولوژیست ها نیز بسیار متفاوت است. یک بار اخراج شدن امری عادی است. این یک حکم نیست.